لطفاً دولتمردان و کارگزاران نظام اسلامی بخوانند
تابلوهاي راهنمائي و رانندگي هر يک پيام خاصّي دارند. برخي توجّه ميدهند و برخي اخطار. برخي ديگر نيز يادآوري کننده و تأکيد کنندهاند. تعدادي هم از راننده ميخواهند که خود را نسبت به وقوع هرگونه حادثهي احتمالي مجهّز سازد. پيامهاي ابرمردي که حکومت کوتاه پنجسالهاش- که همين ميتواند درسهاي فراواني براي مديران نظام اسلامي باشد – الگويي تمام عيار، براي همهي عدالتپيشگان و آزادگان عالم، به ويژه کارگزاران و مديران نظام اسلامي است؛ همان تابلوهاي راهنمائي است؛ امّا فرا روي دولتمردان و کارگزاراني که قصد دارند در مسير پر پيچ و خمِ خدمت به مردم و تصميمگيري براي نظام اسلامي حرکت کنند.
آنچه ميآيد گزيدهاي است از اين پيامها در نهجالبلاغه:
1. واجباتت را با اخلاص انجام بده
از کارهائي که به خدا اختصاص دارد و بايد با اخلاص انجام دهي، انجام واجباتي است که ويژهي پروردگار است. پس در بخشي از شب و روز، وجود خود را به پرستش خدا اختصاص ده، و آن چه تو را به خدا نزديک ميکند، بيعيب و نقصاني انجام ده، اگر چه دچار خستگي جسم شوي. (نامه 53)
2. فراوان ياد قيامت کن
تو بر نفس، مسلّط نخواهي شد، مگر با ياد فراوان قيامت، و بازگشت به سوي خدا. آن چه بر تو لازم است آن است که حکومتهاي دادگستر پيشين، سنّتهاي با ارزش گذشتگان، روشهاي پسنديدهي رفتگان و آثار پيامبر(ص) و واجباتي که در کتاب خداست را، همواره به ياد آور و از آن چه ما عمل کردهايم، پيروي کني.(نامه 53)
3. مراقب هجوم شيطان باش
مبادا هرگز دچار خودپسندي گردي! و به خوبيهاي خود اطمينان کني، و ستايش را دوست داشته باشي، که اينها همه از بهترين فرصتهاي شيطان براي هجومآوردن به توست، و کردار نيکِ نيکوکاران را نابود سازد.(نامه 53)
4. خويشتندار باش
نيکوترين اندوختهي تو بايد اعمال صالح و درست باشد. هواي نفس را در اختيار گير و از آن چه حلال نيست، خويشتنداري کن. زيرا بخل ورزيدنِ به نفس خويش، آن است که در آن چه دوست دارد، يا براي او ناخوشايند است، راه انصاف پيمايي.(نامه 53)
5. با خودسازي، مردم را تربيت کن
کسي که خود را رهبر مردم قرار داد، بايد پيش از آن که به تعليم ديگران بپردازد، خود را بسازد و پيش از آن که با حرفش تربيت کند، عملش تعليم دهنده باشد.(حکمت 73)
6. مردمي باش
بخشي از وقت خود را به کساني اختصاص ده که به تو نياز دارند، تا شخصاً به امور آنان رسيدگي کني و در مجلس عمومي با آنان بنشين و در برابر خدايي که تو را آفريده، فروتن باش، و سربازان و ياران و نگهبانان خود را از سر راهشان دور کن تا سخنگوي آنان بدون اضطراب در سخن گفتن با تو گفتگو کنند.(نامه 53)
7. با مردم رو راست باش
هرگاه مردم نسبت به تو گمان بد کردند، عذر خويش را آشکارا با آنان در ميان بگذار و با اين کار از بدگماني نجاتشان ده، کــه ايـن کـار ريـاضتي بـراي خود سازي تو و مهرباني کردن نسبت به مردم است و اين عذرخواهي تو آنان را به حقّ وا ميدارد.(نامه 53)
8. با مردم مهربان باش
مهرباني با مردم را پوشش دل خويش قرار ده، و با همه دوست و مهربان باش. مبادا هرگز چونان حيوان شکاري باشي که خوردن آنان را غنيمت داني؛ زيرا مردم دو دستهاند: دستهاي برادر ديني تو و دستهي ديگر همانند تو در آفرينش.(نامه 53)
9. در برخورد با مردم حوصله کن
به عدل و انصاف رفتار کنيد، به مردم در بارهي خودتان حق بدهيد، پرحوصله باشيد و در برآوردن حاجات مردم، تنگ حوصلگي نکنيد که شما گنجوران و خزانهداران رعيّت و نمايندگان ملّت و سفيران حکومت هستيد.(نامه 52)
10. به مردم دروغ نگو
با مردم تندخو مباش. به آنها دروغ نگو و به مردم به جهت اين که بر آنها حکومت داري، بي اعتنايي نکن. چرا که مردم، برادران ديني و ياري دهندگان در استخراج حقوق الهي ميباشند.(نامه 26)
11. به ملّت خيانت نکن
کسي که امانت الهي را خوار شمارد و دست به خيانت آلوده کند، خود و دين خود را پاک نساخته و درهاي خواري را در دنيا به روي خود گشوده. و در قيامت خوارتر و رسواتر خواهد بود و همانا بزرگترين خيانت، خيانت به ملّت و رسواترين دغلکاري، دغلبازي با امامان است.(نامه 26)
12. خشنودي خدا را با خشنودي مردم عوض نکن
خدا را براي راضي نگه داشتن مردم، به خشم نياور. زيرا خشنودي خدا جايگزين هر چيزي است. اما هيچ چيز جايگزين خشنودي خدا نميشود.(نامه 27)
13. بر مردم منّت نگذار
مبادا با خدمتهايي که انجام دادي، بر مردم منّت گذاري! يا آن چه انجام دادهاي بزرگ بشماري، يا مردم را وعدهاي داده، سپس خُلف وعده نمايي! منّت نهادن، پاداش نيکوکاري را از بين ميبرد، و کاري را بزرگ شمردن، نور حق را خاموش گرداند و خلاف وعده عمل کردن، خشم خدا و مردم را بر ميانگيزاند.(نامه 53)
14. به فکر مشکلات محرومان باش
همواره در فکر مشکلات محرومان باش. از آنان روي بر مگردان. به ويژه امور کساني را از آنان بيشتر رسيدگي کن که از کوچکي به چشم نميآيند و ديگران آنان را کوچک ميشمرند و کمتر به تو دسترسي دارند. .(صفحه 583)
15. رعايت حال محرومان و طبقات پائين جامعه را بکن
خدا را! خدا را! در خصوص طبقات پايين و محروم جامعه، که هيچ چارهاي ندارند و عبارتند از زمينگيران، نيازمندان، گرفتاران و دردمندان. همانا در اين طبقهي محروم، گروهي خويشتنداري کرده و گروهي به گدايي دست نياز بر ميدارند. پس براي خدا پاسدار حقّي باش که خداوند براي اين طبقه معيّن فرموده است.(نامه 53)
16. حق را به حقدار بده
حق را به صاحب حق، هر کس که باشد، نزديک يا دور، بپرداز. و در اين کار شکيبا باش و اين شکيبايي را به حساب خدا بگذار، گرچه اجراي حق مشکلاتي براي نزديکانت فراهم آورد، تحمّل سنگيني آن را با ياد قيامت بر خود هموار ساز، زيرا تحمّل آن پسنديده است.(نامه 53)
17. با راستگويان پيوند کن
تا ميتواني با پرهيزکاران و راستگويان بپيوند و آنان را چنان پرورش ده که تو را فراوان نستايند و تو را براي اعمال زشتي که انجام ندادهاي تشويق نکنند، که ستايش بياندازه، خودپسندي ميآورد و انسان را به سرکشي وا ميدارد. هرگز نيکوکار و بدکار در نظرت يکسان نباشند. زيرا نيکوکاران در نيکوکاري بيرغبت و بدکاران در بدکاري تشويق ميگردند، پس هرکدام از آنان را بر اساس کردارشان پاداش ده. (نامه 53)
18. از خشم عمومي مردم بترس
مراقب خشم عمومي مردم باش! دوست داشتنيترين چيزها، در نزد تو در حق، ميانهترين، و در عدل، فراگيرترين و در جلبِ خشنودي مردم، گستردهترين باشد، که همانا خشم عمومي مردم، خشنودي خواص(نزديکان) را از بين ميبرد، امّا خشم خواص را خشنودي همگان بياثر ميکند.(نامه 53)
19. مراقب مسؤولان دفترت باش
در امور نويسندگان و منشيان(مسؤولين دفتر)، به درستي بينديش و کارهايت را به آنان واگذار و نامههاي محرمانه که در بردارندهي سياستها و اسرار توست، از ميان نويسندگان به کسي اختصاص بده که صالحتر از ديگران باشد، کسي که گرامي داشتن، او را به سرکشي و تجاوز نکشاند تا در حضور ديگران با تو مخالفت کند، و در رساندن نامهي کارگزارانت به تو، يا رساندن پاسخهاي تو به آنان کوتاهي نکند و در آن چه براي تو ميستاند يا ازطرف تو به آنان تحويل ميدهد، فراموشکار نباشد.(نامه 53)
20. مراقب نزديکانت باش
و از همکاران نزديکت، سخت مراقبت کن، و اگر يکي از آنان دست به خيانت زد و گزارش جاسوسان تو هم آن خيانت را تأييد کرد، به همين مقدار گواهي قناعت کرده او را با تازيانه کيفر کن، و آن چه از اموال که در اختيار دارد، از او بازپس گير. سپس او را خوار دار و خيانتکار بشمار و حلقهي بدنامي به گردنش بيفکن.(نامه 53)
21. ويژه خواري نکن
مبادا هرگز در آن چه که با مردم مساوي هستي، امتيازي بخواهي! از اموري که بر همه روشن است، غفلت کني؛ زيرا به هر حال نسبت به آن در برابر مردم مسئولي و به زودي پرده از کارها، يک سو رود، و انتقام ستمديده را از تو باز ميگيرند. باد غرورت، جوشش خشمت، تجاوز دستت و تندي زبانت را در اختيار خود بگير، و با پرهيز از شتابزدگي و فروخوردن خشم، خود را آرامش ده تا خشم فرو نشيند و اختيار نفس در دست تو باشد.(نامه 53)
22. شتابزده عمل نکن
مبادا هرگز در کاري که وقت آن فرا نرسيده، شتاب کني! يا در کاري که وقت آن رسيده، سستي کني و يا در چيزي که (حقيقت آن) روشن نيست، ستيزهجويي نمايي و يا در کارهاي واضح و آشکار کوتاهي کني! تلاش کن تا هر کاري را در جاي خود و در زمان مخصوص به خود انجام دهي.(نامه 53)
23. در انعقاد قراردادها و پيمانها دقّت کن
مبادا قراردادي را امضا کني که در آن براي دغلکاري و فريب راههايي وجود دارد، و پس از محکمکاري و دقّت در قرارداد، دست از بهانهجويي بردار، مبادا مشکلات پيماني که بر عهدهات قرار گرفته، و خدا آن را بر گردنت نهاده، تو را به پيمان شکني وا دارد، زيرا شکيبائي تو در مشکلات پيمانها که اميد پيروزي در آينده را به همراه دارد، بهتر از پيمان شکني است؛ که از کيفر آن ميترسي و در دنيا و آخرت نميتواني پاسخگوي پيمان شکني باشي.(نامه 53)
24. در مقابله با دشمن، دورانديش باش
زنهار! زنهار! از دشمن خود پس از آشتي کردن. زيرا گاهي دشمن نزديکت ميشود، تا غافلگيرت کند، پس دورانديش باش و حسن ظنّ خود را متّهم کن( به دشمن سوء ظنّ داشته باش). (نامه 53)
25. در دسترس باش
هيچگـاه خود را از مردم پنهان نکن، که پنهان بودن رهبران، نمونهاي از تنگ خُلقي و کماطلاعي در امور جامعه ميباشد. نهان شدن از رعيّت، زمامداران را از دانستن آن چه بر آنان پوشيده است، باز ميدارد، پس کاربزرگ، اندک و کار اندک بزرگ جلوه ميکند، زيبا، زشت و زشت، زيبا مينمايد و باطل به لباس حقّ در خواهد آمد. (نامه 53)
از خداوند بزرگ، با رحمت گسترده و قدرت برترش در انجام تمام خواستهها، درخواست ميکنيم که به آن چه موجب خشنودي اوست، من و تو را موفّق فرمايد، که نزد او و خلق او، داراي عذري روشن باشيم. برخوردار از ستايش بندگان، يادگار نيک در شهرها، رسيدن به همهي نعمتها و کرامتها بوده و اين که پايان عمر من و تو را به شهادت و رستگاري ختم فرمايد، که همانا ما به سوي او باز ميگرديم.(نامه 53)
منبع :کتاب نیوز عنوان اصلی مطلب "جناب! خویشتندار باش / 25 تابلو از نهجالبلاغه"
